الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

38

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )

گاو چاق را خورده . و نيز هفت خوشه گندم خشك ، هفت خوشهء سبز را ، و مانند آنچه كه از تعبير خوابهاى ابن سيرين نقل گرديد . يكى از معتمدين شهر ما ( شوشتر ) برايم نقل كرد كه : خواب ديده بود يكى از ظلمه ، او را با چوب خيزران زده و او اعتراض كرده و گفته بود : چرا مىزنى ؟ ولى او در پاسخش يك ضربهء ديگر زد ، وى گفت : گناهم چيست ؟ باز هم زد . تا اين‌كه از خواب بيدار شده در لباس خود عقربى ديده كه سه بار به او نيش زده بود . ديگرى برايم نقل كرد كه : از غذاى بعض نزديكان خود كه در دستگاه ظلمه خدمت مىكرد استفاده نموده بود ، پس در خواب ديد گويا دست خود را پر از خون نموده آن را مىخورد . از يكى از طلاب نجف نقل شده كه : خواب ديده بود مثل اين كه دارد به مسجد كوفه مىرود ، و در بين راهش پيرزنى هندى است كه مشغول تخلّى كردن بوده ، و دست خود را پر از مدفوع نموده به سوى عابرين مىپاشيد . و او كوشيده بود تا آلوده نگردد ، ولى اندكى هم به او رسيده بود . در اين موقع از خواب بيدار شده فردا كه به طرف مسجد كوفه مىرفت در بين راهش پيرزنى هندى را ديده كه به طلابى كه به مسجد كوفه مىرفتند ، ليره‌هاى طلا مىداد . و چون او به پيرزن رسيد تنها ربع ليره نزد او باقى مانده بود كه آن را به او بخشيد . از كتاب ( غرر ) سيّدمرتضى رحمه الله نقل شده كه : شخصى معروف به « صالح قبه » معتقد بوده كه خوابها جنبهء كنايى و مجازيت نداشته بلكه عين واقع و حقيقت مىباشند . سپس سيّدمرتضى رحمه الله فرموده كه : اين اعتقاد او ناشى از نادانى او بوده نظير جهل سوفيست‌ها . « 1 »

--> ( 1 ) - رسائل مرتضى : 2 / 10 ؛ بحارالأنوار : 61 / 214